احمد در اندلس‌، مراكش و تونس تحصيل كرد و سرانجام در قسنطينه‌ٴ الجزاير قاضي شد. او بر اساس فهرستي كه خود نوشته (نسخه‌ٴ رباط) قريب 27 كتاب نوشت‌، كه تنها چندتايي را نام‌ مي‌برم‌:
1. الفارسيه في مبادي الدولة الحفصيه‌. تاريخ بنوحفص كه از سال 1068م / 460 ه ق تا 1402م / 804 ه ق سلطنت كردند (در تونس 1228 ـ 1534 م‌/ 625 ـ 940 ه ق‌).
2. شرح الطالب في‌اٴَسني‌ٰ المطالب‌. معرفي مشاهير به ترتيب سال تا 1404.
3. انس الفقير و عزّ الحقير. شرح حال ابومَديَن شُعيب بن حسن تلمساني‌، صوفي اندلسي كه با عبدالقادر جيلي (دوازدهم ـ 1) در مكه آشنا شد و آموزش قادريه را در مغرب انتشار داد؛ او در حدود 1202 م‌/ 599 ه ق در نزديكي تلمسان از دنيا رفت‌.
4. تسهيل المطالب في تعديل الكواكب‌، كه شرحي است بر كتاب اليساره في تقويم الكواكب‌ السياره‌ٴ ابن بناي مراكشي (سيزدهم ـ 2).
5. حطّ النقاب علي‌ٰ وجه عمل الحساب‌، شرح بر تلخيص ابن‌بنّا.
6. شرح بر ارجوزه‌ٴ نجومي ابن‌ابي رِجال (يازدهم ـ 1)، كه در سال 1372 نوشته شده است‌.
7. كتاب‌َ الوَفَيات‌، كه ممكن است همان كتاب شماره‌ٴ 2 باشد.
ه . پ‌. ژ. رنو تحقيق تازه‌اي برروي نسخه‌هاي خطي تازه به‌دست آمده‌ٴ حطّ النقاب كرده و به‌ نتايج جالبي رسيده است‌. ابن قُنفُذ پيش از آغاز توضيحات خودش هشت مبدأ يا اصل را مورد بررسي قرار مي‌دهد: 1) هدف كتاب‌؛ 2) فايده‌ٴ كتاب‌؛ 3) عنوان آن‌؛ 4) روش‌ بررسي‌؛ 5) مقام آن‌؛ 6) نام موٴلف‌؛ 7) اصالت كتاب‌؛ 8) تقسيمات آن‌. از آنچه در بخش 5 مي‌گويد، معلوم مي‌شود كه او كتاب محمدبن عبدالله حصار (دوازدهم ـ 2) را بسيار مقدماتي و تلخيص ابن‌بنّا را كه اقتباسي از آن است‌، در مرتبه‌اي والاتر مي‌داند. جالب‌ترين جنبه‌ٴ حطّ النقاب استفاده از نمادهاي جبري متعدد است‌: حرف شين (يا تنها سه‌ نقطه‌) براي مقدار مجهول يا X (ش حرف اول شيأ، چيز است‌)، حرف ميم به جاي 2^x (حرف اول مال‌، يا مجذور شيأ)؛ حرف لام براي تساوي (حرف آخر عدل‌)، حرف كاف‌ (حرف اول كعب‌، مكعب‌) به جاي 3^x ، دو ميم پياپي (مال‌المال‌) به جاي 4^x ، حرف جيم‌ براي جذر (= ريشه‌). ابن قنفذ براي نشان دادن جمع از حرف ((و))يا ((الي‌)) (مخفف اجتمع‌ إلي‌) استفاده مي‌كند، يا اعدادي را كه بايد با هم جمع شوند، در كنار هم قرار مي‌دهد؛ براي‌ تفريق از واژه‌ٴ الاّ يا مِن (طَرَح‌َ مِن‌ْ)، براي ضرب از واژه‌ٴ في (ضَرَب‌َ عدداً في عددٍ)؛ براي‌ تقسيم از واژه‌ٴ علي‌ٰ (قَسَم‌َ عَلي‌ٰ) استفاده مي‌كند. عمليات جبر (به معني شكستگي را بستن‌ و درست كردن‌) و شَرْف يا تشريف (به معني انتقال دادن‌) را با واژه‌هاي حتي (تا، چنان‌كه‌) و كم (چندتا) نشان داده است‌. در شرح ديگري بر تلخيص از يعقوب‌بن ايوب‌بن عبدالواحد